جملات زیبا-معبر فیروزه ای

جملات زیبا همراه تصویر زیبا و آرامش بخش-بهترین جملات جهان

لاف وفا مزن...
نویسنده : ریحانه - ساعت ٤:۱٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳ شهریور ۱۳٩۳
 

 

لاف وفا مزن که بیادت نداده‌است... یک نکته از کتاب محبت، ادیب تو


شفائی

 


حبیب آقا، نه کافه رفته است، نه کتاب خوانده است

و نه سیگار برگ برلب گذاشته و کلاه کج بر سر،

نه با فیلم تایتانیک گریه کرده است و نه ولنتاین میداند چیست!

اما صدیقه خانم که مریض شد، شبها کار میکرد و صبحها به کار خانه میرسید....

در چشمانش خستگی فریاد میزد، خواب یک آرزو بود،

اما جلوی بچه ها و صدیقه خانوم ذره ای ضعف بروز نمیداد.

حبیب آقا عشق را معنا میکرد، نمایش نمیداد....

عشق نوشت


 
 
 



Enter your email address:

Delivered by FeedBurner