شهریور شیرین...

 یـــه شــهریور تو چشماته که پاییزی نمی بینه

آخــه ســرگرم احساسِ یه تابســتون شیــرینه...

 

شهریوری برایت ساخته ام که بی نیاز از مهر تمام وجودت را از مهر خودم پر کند...

ریحانه.ج


عکاس:ریحانه.ج-شهرستان ملایر-روستای توچغاز

می بینی؟، شهریور است و هنوز نیآمده ای ...

این جاده در انتظار تو تا به مهر سفید میشود...!

حتی سردش که بشود میرود و میرود و گوشه ای در این دنیا

آرام خودش را در خودش مچاله میکند...

نگذار این شهریور هم بشود فصل نرسیدن...مگر تابستان رسم این بازی هاست...؟

نمیخواهم تابستان امسال زود پاییز شود...نگذار بوی بی مهری را همه جا فرا گیرد

بیا قول می دهم شهریوری بسازم که هرگز فراموشت نشود...

سالی که این ماهش، خود، عاشقانه ترین ثانیه ها باشد

من حتی شهریور را به مهمانیِِ شب دعوت کرده ام ...

شاعر:ریحانه.ج

شعر نوشت

/ 0 نظر / 30 بازدید