برایت معجزه می کند!

وقتی می‌خواستند یوسف را به چاه بیفکنند
یوسف لبخندی زد
یهودا پرسید: چرا خندیدی؟
یوسف گفت: روزی فکر میکردم چه کسی می تواند با من دشمنی کند
با این که برادران نیرومندی دارم؟
اینک خداوند همین برادران را بر من مسلط کرد
تا بدانم که غیر از خدا تکیه گاهی نیست

صحبت از گرمای هوا بود که به ماه رمضان رسید...

پرسید: امسال روزه می گیری؟

گفتم: اگر خدا بخواهد...

گفت: من هم می گیرم، ولی کدام پزشک این همه سختی را برای بدن تایید می کند؟

گفتم: همان که وقتی همه پزشکان جوابت کردند، برایت معجزه می کند!

خدا نوشت

/ 6 نظر / 13 بازدید
یه آدم

چشم. بازم به معرفت علی اکبر و عباس حسین.

سمانه

سسسلام خیلی ماهههههههههههه وبلاگت همشو خوندم کلیم کیف کردم خیلی خوشحال خوشحال خوندمت بسیار فاز داد و چسبید به دلم روزگارت همیشههههههههه مهربون باشه شیرینم

مسلم

چقد قشنگ بود.عالی[گل]

Amirho3ein

چند وقتیه که با خدا میپرم ...