منم مثه حر می بخشی میدونم...

آب شرم نکردی....؟آب مهریه ی مادرم زهرا بود...

ریحانه.ج

سلام  آقا باز اومدم دست خالـی...منمو دل،این دلِ حالی به حالی...

کناره خیمت میشینم،تا میتونم...منو هم مثه حّر ،می بخشی ،میـــدونم...:(

دل تنگم آقــــا جـــون...دل تنگه دل تنگم.....

آب را گل نکنید.....

شاید از دور علمدار حسین (ع)

مشک طفلان بر دوش

 زخم خون بر اندام

می رسد تا که از این آب روان 

 پر کند مشک تهی" ببرد جرعه آبی

 برساند به حرم

 تا علی اصغر(ع) بی شیر  رباب(س)

 نفسش تازه شود و بخوابد آرام....

 آب را گل نکنید

 تا که شرمنده نگردد عباس

  تا که پزمرده نگردد گل یاس

غم نوشت

/ 5 نظر / 7 بازدید
Mojtaba1376

زیبا بود. مخصوصا جمله خودتون[دست][تایید]

پاپیون

سلام مهربونم حالت خوبه؟ شرمنده که سر نمیزنم خوابگاه نتش داغونه الانم خونم که اومدم ارزوی موفقیت واسه دوست خوبم.

کبوترانه

بیابان هم که باشی حسین آبادت می کند درست مثل کربلا

مجتبی

برایم دعا کن! اجابتش مهم نیست! نیاز من به آرامشی است که بدانم تو به یاد منی…