کودکی مرد در راه کلاسی که...

ثبت احوال در شناسنامه ام

همه چیز را ثبت کرد...

جز ،احوالم...

 

چراغ افتاد توی کلاس و گر گرفت...

آتشی که پوست بچه هارو مثه گرگ گرفت...

کودکی مرد در راه کلاسی که...سوختو و منتظر یه جراح پلاستیکه...

تلخ نوشت

/ 6 نظر / 9 بازدید
علی

دلگیر بود[ناراحت]

khodai

اگر خوبان عالم جمع باشند / یقینا نزد من، تو بهترینی اگر از خوبترها حلقه سازند / تو در آن حلقه، میدانم نگینی [گل][گل][گل][قلب][قلب][قلب] متاسفانه .......

یلدا

این پستت عزیزم لایک کردنی نبود به خدا خیلی دلم گرفت.

zahra

[گریه][نگران]